گزارش لحظه به لحظه از طرح امنيت اجتماعی
تاريخ: یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 ساعت :12:37
اسي عقرب ، داوود بلدرچين ، قادر گربه ، حسين بي كس ، رضا...اوباشي هستند كه تا همين ديروز با عربده كشي و قداره بندي از مردم سلب آسايش كرده اند و به دليل ايجاد رعب و وحشت ، هيچ كس به خود جرات شكايت را نمي داد، اما اكنون هر كدام از آنها تبديل به موجودات مفلوكي شده اند كه بوضوح وحشت از برخورد پليس را مي توان در چهره يكايك آنها مشاهده كرد.
حميد معروف به زرنگ وقتي از خودرو پياده مي شود، بشدت التماس مي كند و مي گويد: «آقا به خدا من مرده ام ، من كي باشم كه بخواهم عربده كشي كنم و...».
عذرخواهي از مردم
به دنبال اين جملات ، وي دستور مي دهد تا نيروهاي ويژه اي كه وظيفه برخورد با اراذل و اوباش را دارند، شرور محله را از خودرو خارج كنند.
ماموران ويژه كه چهره خود را پوشانده اند جوان شرور را با خفت و خواري از خودروي سياهرنگي كه در گوشه اي از خيابان متوقف شده بيرون مي آورند. به گردن او آفتابه اي انداخته شده و يكي از ماموران يك قبضه شمشير پلاستيكي كه كودكان به عنوان اسباب بازي از آن استفاده مي كنند را در ميان دستانش قرار مي دهد سوي ماموران تنبيه مي شود.
متهم نيز فرياد مي زند: مردم من غلط كردم ، من اشتباه كردم و از شما درخواست عفو و بخشش مي كنم ، او با بلندگويي كه مقابل دهانش قرار مي گيرد مدام اين جملات را تكرار مي كند.
فرمانده يگان ويژه بار ديگر از مردم درخواست مي كند در صورت مشاهده افراد شرور موضوع را به پليس 110و يا تلفن 197اطلاع دهند.
جوان شروري كه آثار ضربات قمه و چاقو به وضوح در تمام بدن او مشاهده مي شود، بار ديگر درون خودرو قرار مي گيرد.
بسياري از مردم كه شاهد اين ماجرا بوده اند، احساس غرور مي كنند. يكي از آنها به خبرنگار ما مي گويد: اي كاش اين طرح ادامه پيدا كند. هيچ كس جرات برخورد با اين قبيل افراد را نداشت و اگر كسي به آنها اعتراض مي كرد، بلايي به سرش مي آوردند كه او عطاي ماندن در محل را به لقايش مي بخشيد و مجبور به ترك خانه و كاشانه خود مي شد.
ساعت 1.30 بامداد پنجشنبه: منطقه كيانشهر
خودروها بار ديگر به حركت درمي آيند و دقايقي بعد در كيانشهر و در يك محوطه وسيع متوقف مي شوند. چراغ بسياري از آپارتمان هاي مشرف به محوطه خاموش است. خودروها آژير مي كشند. به فاصله چند دقيقه محوطه مملو از جمعيت مي شود.
بار ديگر سردار محمودي پشت بلندگوي يك خودروي پليس قرار مي گيرد و به مردم اطمينان مي دهد نبايد از اوباش واهمه داشت ؛ زيرا پليس آمده است تا مانع عرض اندام آنها شود.
او با معرفي شروري كه خانه اش به فاصله چند متري محل قرار دارد، عنوان مي كند اين فرد حسين معروف به بي كس است كه مدام با قمه و قداره ازمردم ساكن درمنطقه سلب آسايش كرده است و اكنون براي درس عبرت بايد در انتظار مجازات باشد.
با دستور رئيس يگان ويژه ، شرور بعدي از خودرو خارج مي شود. ابتدا با دور زدن محوطه خطاب به مردم از آنها عذرخواهي مي كند و مدام مي گويد: غلط كردم و قول مي دهم ديگر به كسي زور نگويم. وقتي دور او در ميدان خاتمه پيدا مي كند كشان كشان به داخل خودروي پليس انتقال مي يابد تا تصميم قضايي در ارتباط با وي اتخاذ شود.
مردم حاضر در محل با قدرداني از اقتدار پليس ، عنوان مي كنند اي كاش اين تنبيه كردن ها موجب نشود كه اوباش جري تر از گذشته درصدد انتقام از مردم برآيند و اي كاش حكمي كه براي آنها صادر مي شود به نحوي باشد كه هيچ اوباشي جرات پيدا نكند با قمه كشي مزاحم مردم شود.
يادآور مي شود در ادامه طرح امنيت اجتماعي شب گذشته نيز تعدادي ازاراذل معروف با القاب عجيب و غريب به نام هاي: عباس تايسون ، علي عشقي ، علي دالتون ، پژمان گوريل ، غلام گوش پر، محسن خرسه ، آرتين چهارمحالي و... دستگير و تحويل پليس امنيت تهران شدند.
حميد معروف به زرنگ وقتي از خودرو پياده مي شود، بشدت التماس مي كند و مي گويد: «آقا به خدا من مرده ام ، من كي باشم كه بخواهم عربده كشي كنم و...».
30دقيقه بامداد:
محله اتابك نزديك به اداره تاكسيراني خودروها يكي پس از ديگري آماده حركت مي شوند.
كاورهاي سفيد مخصوص خبرنگاران در اختيار آنها قرار مي گيرد و خودروها با چراغ هاي گردان به حركت در مي آيند تا اين بار - و شايد به قول فرمانده انتظامي تهران براي هميشه - مخلان آسايش و امنيت مردم با برخورد قهرآميز ديگر به خود جرات و جسارت حمله به مردم را ندهند.
هيچ كس از مسير اطلاع ندارد، خودروها پس از طي مسافتي سرانجام در يك محله متوقف مي شوند، خودروي سردار محمودي ، رئيس يگان ويژه بر سر چهارراه متوقف مي شود و او با در دست گرفتن بلندگوي خودروي پليس به سمت مردمي كه در محل گرد آمده اند مي گويد: پليس وظيفه حفظ و حراست از امنيت مردم را برعهده دارد و با توجه به گزارش هاي مردمي در ارتباط با شرورهاي قمه كش و نوچه هاي آنها، اين افراد از اين پس با قاطعيت دستگير و بشدت با آنها برخورد مي شود.
وي اضافه مي كند: ما به عنوان پليس به اراذل و اوباش هشدار مي دهيم كه ديگر دوران قدرت نمايي آنها سپري شده است و اكنون نيز براي درس عبرت اوباش ، يكي از شرورهاي معروف به نام حسين عشرتي كه داراي سوابق متعدد كيفري در زمينه شرارت است و با حمله به مردم و كسبه از آنها سلب آسايش كرده است ، تنبيه خواهد شد تا او و ديگر همدستانش جرات تعدي به حقوق مردم را نداشته باشند.
محله اتابك نزديك به اداره تاكسيراني خودروها يكي پس از ديگري آماده حركت مي شوند.
كاورهاي سفيد مخصوص خبرنگاران در اختيار آنها قرار مي گيرد و خودروها با چراغ هاي گردان به حركت در مي آيند تا اين بار - و شايد به قول فرمانده انتظامي تهران براي هميشه - مخلان آسايش و امنيت مردم با برخورد قهرآميز ديگر به خود جرات و جسارت حمله به مردم را ندهند.
هيچ كس از مسير اطلاع ندارد، خودروها پس از طي مسافتي سرانجام در يك محله متوقف مي شوند، خودروي سردار محمودي ، رئيس يگان ويژه بر سر چهارراه متوقف مي شود و او با در دست گرفتن بلندگوي خودروي پليس به سمت مردمي كه در محل گرد آمده اند مي گويد: پليس وظيفه حفظ و حراست از امنيت مردم را برعهده دارد و با توجه به گزارش هاي مردمي در ارتباط با شرورهاي قمه كش و نوچه هاي آنها، اين افراد از اين پس با قاطعيت دستگير و بشدت با آنها برخورد مي شود.
وي اضافه مي كند: ما به عنوان پليس به اراذل و اوباش هشدار مي دهيم كه ديگر دوران قدرت نمايي آنها سپري شده است و اكنون نيز براي درس عبرت اوباش ، يكي از شرورهاي معروف به نام حسين عشرتي كه داراي سوابق متعدد كيفري در زمينه شرارت است و با حمله به مردم و كسبه از آنها سلب آسايش كرده است ، تنبيه خواهد شد تا او و ديگر همدستانش جرات تعدي به حقوق مردم را نداشته باشند.
عذرخواهي از مردم
به دنبال اين جملات ، وي دستور مي دهد تا نيروهاي ويژه اي كه وظيفه برخورد با اراذل و اوباش را دارند، شرور محله را از خودرو خارج كنند.
ماموران ويژه كه چهره خود را پوشانده اند جوان شرور را با خفت و خواري از خودروي سياهرنگي كه در گوشه اي از خيابان متوقف شده بيرون مي آورند. به گردن او آفتابه اي انداخته شده و يكي از ماموران يك قبضه شمشير پلاستيكي كه كودكان به عنوان اسباب بازي از آن استفاده مي كنند را در ميان دستانش قرار مي دهد سوي ماموران تنبيه مي شود.
متهم نيز فرياد مي زند: مردم من غلط كردم ، من اشتباه كردم و از شما درخواست عفو و بخشش مي كنم ، او با بلندگويي كه مقابل دهانش قرار مي گيرد مدام اين جملات را تكرار مي كند.
فرمانده يگان ويژه بار ديگر از مردم درخواست مي كند در صورت مشاهده افراد شرور موضوع را به پليس 110و يا تلفن 197اطلاع دهند.
جوان شروري كه آثار ضربات قمه و چاقو به وضوح در تمام بدن او مشاهده مي شود، بار ديگر درون خودرو قرار مي گيرد.
بسياري از مردم كه شاهد اين ماجرا بوده اند، احساس غرور مي كنند. يكي از آنها به خبرنگار ما مي گويد: اي كاش اين طرح ادامه پيدا كند. هيچ كس جرات برخورد با اين قبيل افراد را نداشت و اگر كسي به آنها اعتراض مي كرد، بلايي به سرش مي آوردند كه او عطاي ماندن در محل را به لقايش مي بخشيد و مجبور به ترك خانه و كاشانه خود مي شد.
ساعت 1.30 بامداد پنجشنبه: منطقه كيانشهر
خودروها بار ديگر به حركت درمي آيند و دقايقي بعد در كيانشهر و در يك محوطه وسيع متوقف مي شوند. چراغ بسياري از آپارتمان هاي مشرف به محوطه خاموش است. خودروها آژير مي كشند. به فاصله چند دقيقه محوطه مملو از جمعيت مي شود.
بار ديگر سردار محمودي پشت بلندگوي يك خودروي پليس قرار مي گيرد و به مردم اطمينان مي دهد نبايد از اوباش واهمه داشت ؛ زيرا پليس آمده است تا مانع عرض اندام آنها شود.
او با معرفي شروري كه خانه اش به فاصله چند متري محل قرار دارد، عنوان مي كند اين فرد حسين معروف به بي كس است كه مدام با قمه و قداره ازمردم ساكن درمنطقه سلب آسايش كرده است و اكنون براي درس عبرت بايد در انتظار مجازات باشد.
با دستور رئيس يگان ويژه ، شرور بعدي از خودرو خارج مي شود. ابتدا با دور زدن محوطه خطاب به مردم از آنها عذرخواهي مي كند و مدام مي گويد: غلط كردم و قول مي دهم ديگر به كسي زور نگويم. وقتي دور او در ميدان خاتمه پيدا مي كند كشان كشان به داخل خودروي پليس انتقال مي يابد تا تصميم قضايي در ارتباط با وي اتخاذ شود.
مردم حاضر در محل با قدرداني از اقتدار پليس ، عنوان مي كنند اي كاش اين تنبيه كردن ها موجب نشود كه اوباش جري تر از گذشته درصدد انتقام از مردم برآيند و اي كاش حكمي كه براي آنها صادر مي شود به نحوي باشد كه هيچ اوباشي جرات پيدا نكند با قمه كشي مزاحم مردم شود.
يادآور مي شود در ادامه طرح امنيت اجتماعي شب گذشته نيز تعدادي ازاراذل معروف با القاب عجيب و غريب به نام هاي: عباس تايسون ، علي عشقي ، علي دالتون ، پژمان گوريل ، غلام گوش پر، محسن خرسه ، آرتين چهارمحالي و... دستگير و تحويل پليس امنيت تهران شدند.

