تبليغاتX
آوای آزاد*طنزواره

"بانوي ادب" بازهم سخن گفت: هاشمي نابهنگام نپرد ، در بدن او آثار شكنجه نيست!
تاريخ: پنجشنبه سوم خرداد 1386 ساعت :12:12

فاطمه رجبي طي يادداشتي كه در سايت خود منتشر كرده است ، بار ديگر به هاشمي حمله و از احمدي نژاد دفاع كرد تا ناظران در اين باور خود تثبيت شوند كه اين نويسنده حرمت شكن ، كاري به جز اين نمي داند

متن كامل اين يادداشت ، صرفاً جهت آگاهي خوانندگان فرهيخته عصرايران از وضعيت ادبيات سياسي حاكم بر فضاي كنوني منتشر مي شود

يادآور مي شود ، حجه الاسلام دواني ، پدر فاطمه رجبي در ماه هاي آخر عمر خود با انتشار نامه سرگشاده اي از وي خواست به بزرگاني چون هاشمي و خاتمي اهانت نكند و تصريح كرد كه اگر روش خود را اصلاح نكند ، رابطه پدري و دختري بين آنها از بين مي رود

اين يادداشت ميزان پايبندي اين بانوي مومنه! به توصيه پدر و اخلاقيات را به خوبي نشان مي دهد و البته از  گسترش آزادي بيان در كشور نيز حكايت دارد هر چند كه فقط "برخي اقربا" از اين موهبت برخوردارند

اما نوشتار سراسر ادب و متانت فاطمه رجبي كه تاكيد دارد رسانه ها او را همسر سخنگوي دولت خطاب نكنند

بي‌گمان ملت ايران از نوع موضع‌گيري‌هاي مانع‌تراشانه و كارشكنانه‌ي هاشمي رفسنجاني پس از پيروزي معجزه‌آساي احمدي‌نژاد، آگاهي كامل دارند. پافشاري سرسختانه‌ي هاشمي به تخريب رئيس‌جمهور و اقدامات و تصميمات دولت نهم، امري است كه تك‌تك ملت با هر ميزان دانش و بينش از آن مطلعند. قيم‌مآبي، خودمحوري، تركتازي و حركت‌هاي فراقانوني يا قانون‌شكنانه‌ي هاشمي در راستاي تقابل با اهداف رئيس‌جمهور از بديهيات است كه وي نمي‌تواند حتي يك لحظه از آن فارغ شود

بيش و پيش از هر مسأله‌"پريدن نابهنگام و بدون جايگاه او در عرصه‌ي ديپلماسي خارجي" به ويژه "مساله‌ي انرژي هسته‌اي"، ملت را به تأمل و تدبر وا مي‌دارد. تهديد، ارعاب، القاء، و رهنمود دادن به بيگانگان در تقابل با منافع و مصالح ملي و اصول و برنامه‌هاي عزتمند و پيروز احمدي‌نژاد، راهكارهاي دائمي از سوي رفسنجاني است. نكته‌اي كه مقام معظم رهبري نيز آن را "جنگ رواني" به منظور مرعوب‌ساختن ملت" خواندند

متاسفانه تريبون‌مقدس نمازجمعه، ابزاري براي اين راهكار نامقدس توسط هاشمي گرديده است. به همين جهت در خطبه‌هاي جمعه‌اين هفته نيز وي در يك دست و پا زدن بي‌حاصل اما هدفدار، خط گذشته را ادامه داد. جالب است هاشمي كه معلوم نيست بر چه اساسي به كمتر از تماميت‌خواهي، باج‌گيري و قيم‌مآبي فردي و خانوادگي راضي نمي‌شود، با پراكنده‌گويي‌،‌آرامش و اطمينان روحي و ايستادگي و بالندگي و اتحاد ملي را در به اصطلاح تحليل‌هاي خود به چالش گرفت. كافي است يكي دو جمله از محتواي هدفمند، اما مضطربانه‌ي او اشاره شود

"گذشته را نبايد اجازه داد به هر دليل زير سؤال ببرند، و كسي به ناحق دوران انقلاب و مسايل انقلاب را به انحراف ببرد

"در مساله هسته‌اي در سال‌هاي گذشته توانستيم روي پاي خود بايستيم و پيشرفت‌هايي بكنيم

"كساني كه آثار شكنجه در دوران انقلاب در بدنشان است

"حمله امريكا به عراق و افغانستان نشان داد كه اگر چه مي‌تواند حمله بكند، اما

عدم پيوند و ارتباط جملات فوق نشان از تشويش ذهني دارد كه به تشويش اذهان و افكار عمومي مي‌پردازد. حال مي‌توان در همين چند جمله سؤالاتي را مطرح نمود

1. واقعاً چه كساني "به هر دليل" مي‌خواهند انقلاب را زير سؤال ببرند؟ آيا هاشمي رفسنجاني با اتهام زدن به حضرت امام سلام‌الله عليه در برنامه تلويزيوني، يكي از اين افراد و در رأس آن‌ها نيست؟ آيا حسن روحاني با جداسازي انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي يك ضلع از مثلت شوم "مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص نيست"؟ آيا خاتمي منادي حقوق بشر و دموكراسي و ليبراليسم امريكايي از سردمداران اين جريان نيست؟ آيا محفل مركز تحقيقات مجمع با تجمع عناصر انقلاب‌ستيز از اين زمره نيستند؟ آيا سعيد حجاريان كه بلندگوي دين‌ستيزي و ايران‌سوزي است و ديگر همپالكي‌هاي پُست گرفته از مثلث هاشمي، خاتمي، روحاني در مركز تحقيقات مجمع در سمينار "دولت مدرن" بيدادهايي امريكايي عليه مباني نظام اسلامي و انقلاب نكردند

2. حقيقتاً چه افرادي به ناحق دوران انقلاب و مسايل انقلاب را به انحراف مي‌برند؟ آيا هاشمي رفسنجاني نيست كه "اساس انقلاب" يعني "ولايت فقيه" را روزي با مبناي "مشروعيت مردمي" و نه "الهي" طرح مي‌كند، و روزي ديگر آن را "يك اصل مطرود" مي‌خواند؟ چه كسي جز او جرأت چنين گستاخي به "بنياد ديني انقلاب را دارد" و "كدام انحراف بالاتر از اين مي‌باشد

3. مساله‌ي هسته‌اي و گذشته‌ي افتخارآميز آن در ديد هاشمي و روحاني و خاتمي! را تنها مي‌توان با دستگيري حسين موسويان به محك گذارد. آيا اين "افتخارات گذشته" با ظاهر 3 سال تعليق داوطلبانه، و باطني كه در "پي‌گيري پرونده حسين موسويان" پرده‌برداري مي‌شود، نبايد زير سؤال برود؟ آيا ظفرمندي‌هاي جهاني "احمدي‌نژاد" در مساله‌ي هسته‌اي را بايد فقط به دليل "باج‌خواهي" هاشمي به نام او نوشت

اعلان اين مطلب بيهوده و بي‌جا كه "كساني كه آثار شكنجه در بدنشان هست"،‌چه دردي را دوا مي‌كند؟ اولاً قطعاً هاشمي از آن جمله نيست. ثانياً چه تاواني را ملت، نظام اسلامي، اسلام و انقلاب براي چند روز زنداني‌شدنش، كه آرامش و آسايش آن به قرآن‌پژوهي و فيش‌برداري وي انجاميد، بايد بپردازند؟ آيا 28 سال حاكميت خانوادگي و زراندوزي و قبضه‌ي قدرت بي‌حد و حصر كافي نيست؟ خوب است هاشمي نگاهي به كتاب خاطرات "عزت‌شاهي" بكند، و بداند آثار شكنجه در بدن چه كساني است، و بداند آن افراد نه تنها هيچ سهم و باج و امتيازي از نظام نمي‌خواهند، بلكه با عملكرد امثال هاشمي سال‌هاست در انزوا به سر مي‌برند و با اين وجود خود را بدهكار نظام مي‌دانند

4. هاشمي بايد بداند با تحليل‌هاي تهديدگونه، ارعاب، فضاسازي فتنه‌گرانه، بالاتر و بيش‌تر از اين نمي‌تواند راه به جايي ببرد. شوراي ضدامنيت سازمان ضدملل، يا چنين رهنمودهايي، قطع‌نامه‌ها، يا به تعبير احمدي‌نژاد، كاغذپاره‌هايي عليه ما صادر كرد و هيچ غلطي نمي‌توانست و نمي‌تواند بكند. احمدي‌نژاد نماد عزتمندي و هويت‌يابي ملت مسلماني است كه تحت زعامت مقام معظم رهبري در صدد جبران گذشته ذلت‌بار است. به همين جهت از "هاشمي رفسنجاني" مي‌خواهد تا دير نشده و صبر ملت لبريز نگرديده، خود، خانواده، مثلث شوم مركز تحقيقات مجمع تشخيص، سايت آفتاب و مافياگران برانداز، به باج خواهي و قيم‌مآبي پايان دهند

راه امروز ملت سرافرازي و عزت‌طلبي است كه پرچمدار آن احمدي‌نژاد، و فرمانده آن مقام معظم رهبري هستند. ارتجاع گذشته منفور ملت است، پراكنده‌گويي، ارعاب‌آفريني و هر ترفند ديگر در خطبه‌هاي جمعه توسط هاشمي، يا سفرهاي دوره‌اي خاتمي، يا فتنه‌گري‌هاي مثلث مركز تحقيقات و حزب‌هاي منحرف كارگزاران، مشاركت، ضداعتمادملي و غيره راه به جايي نخواهند برد. تهديد "تحليل‌گونه"ي حمله امريكا تنها مي‌تواند مايه‌ي وحشت مافياگراني باشد كه اموال ملت را در سال‌هاي گذشته به يغما برده‌اند و گرنه فرزندان خميني سلام‌الله عليه در صورت واقعيت داشتن اين مسأله "عاشورائياني" هستند كه "كربلاي ايران" را براي لبيك به سرور آزادگان مهياي اقدامات خود مي‌نگرند

 

نوشته شده توسط دخترچادری | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo